عبد الله قطب بن محيى

141

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

حامل ايشان بود همچون گرده نانى آن را خوردند و مبدّل به زمينى شد كه قوّت ايشان حامل آن است ، چنانچه قوّهء الهى حمل عرش فرمايد و بر عرش استوا نمايد ، اهل اللّه را از تخلّق به اين خلق نصيبى بخشد تا اگر ظاهر زمين حامل ايشان باشد ، باطن ايشان حامل زمين آيد ، كما قال العارف : ظاهر اين اختران قوّام ما * باطن ما گشته قوّام سما باش تا روزى كه آدمى به باطن خود رسد و ملكوت خود مشاهده نمايد و جامه بگرداند ، آنچه پيدا است ، پنهان شود و آنچه پنهان است ، پيدا آيد يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ « 1 » حساب آن روز جز حساب امروز باشد ، آن روز بدانى كه صنع چيست و پردهء اسباب بر صنع كشيدن براى چيست و دانى كه اين اسباب نه نياز است ، همه بىنيازى است ، باش تا روح جمال خود آشكارا كند ، سماوات و ارض را چون لقمه ابتلاع نمايد ، آن‌گاه همه انسان باشد ! چنانچه امروز انسان لقمه‌اى است در دهان جهان ، آن‌روز جهان لقمه باشد در دهان انسان ، امروز زمين صراط انسان است « و انما سمى الصراط صراطا لانه يصرط السابلة اى يبتلعها » آن‌روز آدمى صراط زمين باشد ، امروز آدمى در گلوى زمين پويد ، آن‌روز زمين در گلوى آدمى رود و در معدهء او هضم شود و به طريق رشح از اندام او دگرباره برون آيد و باز منعقد شود و در زير پاى او درآيد ! همچون اسب رام ، سركشى و تندى از سر نهاده و قدر خود شناخته ، مضمون هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ « 2 » به كمال آن‌روز ظاهر شود و ثناء الْحَمْدُ لِلَّهِ

--> ( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 48 « روزى كه زمين به غير اين زمين و آسمان‌ها [ به غير اين آسمان‌ها ] مبدل گردد و [ مردم ] در برابر خداى يگانهء قهار ظاهر شوند » . ( 2 ) . سوره ملك ، آيه 15 « اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى [ خدا ] بخوريد و رستاخيز به سوى اوست » .